من اصولآ اهل کلکل نیستم.
ولی پست قبلی و موضوعاتی که در قسمت نظرات بلاگ پیش اومد منو مجبور به زدن این پست کرد.
من در جواب پست قبلی به یکی از مهندسین خبره ی این مرز و بوم گفتم :
ای بابا !
مگه دانشگاه ما روباه هم داره ؟؟!!!
ان شاالله همه ببر هستن. (ببر قوی تره ولی حقش رو خوردن!)
فعلآ بای.
و یه شخصی به نام :
من ؟؟؟؟؟؟؟؟ نمي دونم
جواب دادند :
لطفا شفاف سازي كنيد
كي حق ببر رو خورده ؟؟!!!
---------------------------------------------
و اینک جواب من به این دکتر :
مشدی ! ما رو چپ چپ نیگاه نکن ! با ما کلکل نکن!
تو با چند شر خر اینو داری در سر که یه حالی از من بگیری و ....
ببین خیلی واضحه ، نمی دونم چه طوری توضیح بدم...
با یه مثال ملموس شروع میکنم:
فرض کن به اندازه ی یه اطاق فضا داریم!
40 تا جونور هم میخوان پول بدن و برن تو اطاق ، چراش رو من نمیدونم (!)
حالا به عنوان اولین نفر ببر میره تو و همه ی پولش رو میده (!)
از قضا و دست بد ، دولت (جنگلبانی) در همین زمان (!) طرح ساخت تعداد 100 واحد اطاق رو تصویب میکنه و 1 ثانیه ی بعدش این طرح اجرا میشه و به 39 نفر مشتری اول اطاق رایگان هدیه میشه (!)
همه ی 39 تا سگ و گربه و شیر (!) و استر و ابتر و انتر و ... میرن اطاق هدیه میگیرن و این وسط ، سر کی بی کلاه موند؟؟؟
بله ، آقا ببره که از قضا همه ی پولش رو هم خرج کرده (!)
شاید فک کنی که ببر بدشانسی آورده ، ولی ، ولی اصلآ این طور نیست ! تمام دلیل ناکامی ببر عدم داشتن نگرشی روشن به آینده بود، تزلزل در زمان حال بود !
هر چند که ببره هم عبرت آموز بوده (از خاطرات گذشته درس گرفته)، هم آینده نگر بوده (از درس های گرفته آینده رو پیش بینی کرده)!
ولی با تمام وجود وسواسی که ببر برای زندگی آیندش داشته باز هم به دلیل تزلزل در زمان حال از سوی عوامل خارجی حقش خورده شده. عواملی که به ظاهر شاید دوست ببر هم بودن ، وقصدشون حفاظت از محیط زیست ببر بوده .
همین .....
گرفتی ؟